۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه
اشتراک در:
پستها (Atom)
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب..... گر پدر مُرد، تفنگ پدری هست هنوز..... گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند..... توی گهواره ی چوبی، پسری هست هنوز..... آب اگر نیست، نترسید که در قافله مان..... دل دریائی و چشمان تری هست هنوز.....